بررسی و نقد مبانی انسان‌شناختی جامعه‌گرایان ( با تاکید بردیدگاه السدیر مکینتایر

نوع مقاله : کرسی ترویجی

نویسنده

گروه حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی

10.22054/ijdli.2017.20066

چکیده

این پژوهش به بررسی و نقد مبانی انسان‌شناختی مکتب «جامعه‌گرایی» با تمرکز بر آراء السدیر مکینتایر در تقابل با مفروضات لیبرالیسم می‌پردازد. مسئله اصلی تحقیق، واکاوی تفاوت نگاه این دو دیدگاه به مفهوم «خویشتن» است؛ در حالی که لیبرالیسم بر کرامت فردی و استقلال خویشتن از غایات و تعلقات اجتماعی تأکید دارد، جامعه‌گرایان معتقدند هویت فردی اساساً در بستر تاریخ، سنت و پیوندهای اجتماعی شکل می‌گیرد. مکینتایر با نقد فردگرایی مدرن، استدلال می‌کند که انسان موجودی روایت‌گر است که تنها در چارچوب سنت‌های زنده و جوامع محلی می‌تواند به درک درستی از فضیلت و خیر دست یابد.
در این مقاله، نویسنده ضمن تبیین اولویت اجتماع بر فرد در نگاه جامعه‌گرایانه، به نقد پیامدهای احتمالی این رویکرد می‌پردازد. از جمله چالش‌های جدی مطرح شده، خطر سقوط به ورطه نسبی‌گرایی معرفتی و اخلاقی است؛ به این معنا که اگر تمامی ارزش‌ها صرفاً محصول سنت‌های خاص باشند، معیار عامی برای نقد یا مقایسه آن‌ها باقی نمی‌ماند. همچنین، این نگرانی وجود دارد که تأکید بیش از حد بر اقتدار سنت و اجتماع، منجر به سرکوب آزادی‌های فردی و حقوق اساسی انسان‌ها شود که به عنوان وصف ذاتی بشر شناخته می‌شوند.
یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که جامعه‌گرایی برای اجتناب از پیامدهای نامطلوب، باید مرز خود را با بی‌ضابطه‌گرایی اخلاقی مشخص کرده و جایگاه حق حیات و آزادی عقیده را به عنوان اصول فرادستی بپذیرد. نتیجه‌گیری نهایی بر این نکته تأکید دارد که هویت انسانی هرچند در بستر اجتماعی قوام می‌یابد، اما نباید به گونه‌ای تعریف شود که امکان نقد اخلاقی سنت‌ها و حفظ کرامت مستقل فردی را سلب کند. برقراری توازن میان وابستگی‌های اجتماعی و حقوق بنیادین بشری، راهکار عبور از بن‌بست‌های نظری در تقابل لیبرالیسم و جامعه‌گرایی است.

کلیدواژه‌ها