چالش‌ها و ظرفیت‌های قرض‌الحسنه در کشور

نوع مقاله : کرسی ترویجی

نویسنده

گروه اقتصاد بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبائی

10.22054/ijdli.2021.20006

چکیده

قرض‌الحسنه به عنوان یکی از ابزارهای اصیل مالی در اقتصاد اسلامی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی از صندوق‌های محلی به سیستم بانکی ایران راه یافت. این نهاد مالی که بر پایه آموزه‌های قرآنی و نفی ربا شکل گرفته، با هدف رفع نیازهای ضروری و حفظ عزت نفس نیازمندان، جایگاهی والاتر از صدقه در توازن اجتماعی دارد. با این حال، نظام بانکداری کشور در بهره‌گیری از ظرفیت‌های این عقد با چالش‌های ساختاری، فقهی و حقوقی متعددی روبروست.
بخش عمده‌ای از چالش‌ها به نحوه تجهیز و تخصیص منابع در بانک‌ها بازمی‌گردد. در حوزه تجهیز منابع، اطلاق عنوان قرض‌الحسنه به سپرده‌های دیداری (حساب‌های جاری) به دلیل فقدان قصد انشا برای اعطای قرض و عدم ثبات مقدار مال، مورد نقد است. همچنین در شرایط تورمی، بازپرداخت "مثل" مال با کاهش قدرت خرید پول، عدالت اقتصادی را با چالش مواجه کرده است. در بخش تخصیص نیز، تمرکز بر تسهیلات مصرفی و غفلت از قرض‌های تولیدی، انحراف از اهداف والای این عقد محسوب می‌شود. از سوی دیگر، اختلاف‌نظر فقهی درباره ماهیت کارمزد و شیوه‌های محاسبه آن که گاهی به ساختارهای ربوی شباهت می‌یابد، مشروعیت عملکرد بانک‌ها را تحت‌الشعاع قرار داده است.
در مقابل این چالش‌ها، ظرفیت‌های گسترده‌ای برای توسعه قرض‌الحسنه وجود دارد. الگوبرداری از تجربیات موفق جهانی در حوزه «تأمین مالی خرد»، مانند مدل گرامین بانک یا بانکداری جاک در سوئد، می‌تواند افق‌های جدیدی بگشاید. ایجاد صندوق‌های قرض‌الحسنه صنفی برای حمایت از تولیدکنندگان کوچک، استفاده از وام‌دهی گروهی برای کاهش ریسک نکول و ترغیب داوطلبانه وام‌گیرندگان به جبران کاهش ارزش پول، از جمله راهکارهای عملی برای ارتقای این جایگاه است. تقویت ارتباط با نهادهای بین‌المللی و استفاده از ابزارهای نوین مدیریت منابع، می‌تواند قرض‌الحسنه را از یک ابزار صرفاً مصرفی به محرکی برای رونق بنگاه‌های کوچک و کاهش فقر در کشور تبدیل کند.

کلیدواژه‌ها