پیش فرض[1]های هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و روش شناسی علوم انسانی غربی دو بعد عینی گرایی و ذهنی گرایی دارد و سقف معرفتی آن عوالم فراتر از "ذهن" را بر خود مسدود کرده است و در نهایت کلام وحیانی را مُنزَلِ ذهن شعرپردازانه ی بشر قلمداد می کند. الگوی "اطلس آگاهی" با تجمیع سطوح متناظر مقولات معرفتی امکان مشاهده و درک آسان پیش فرض ها و معارف هماهنگ و سازگار با یکدیگر را فراهم آورده است. به گونه ای که خواننده می تواند در آن نظام و دامنه و قلمرو و جغرافیایی فکری و معرفتی خود را رصد و ارزیابی انتقادی کرده و درصورت لزوم به تصحیح مستمر اطلس آگاهی ها و معارف و جدول اندیشگی خود بپردازد.