گسل های اجتماعی نظریه پیشگیری از بحران ها در حوادث طبیعی با تاکید بر زلزله

نوع مقاله : کرسی ترویجی

نویسنده

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی

10.22054/ijdli.2014.19867

چکیده

مفهوم «گسل‌های اجتماعی» به تضادها، شکاف‌ها و دشمنی‌های پنهانی در لایه‌های جامعه اشاره دارد که مشابه گسل‌های زمین‌شناسی، در شرایط عادی غیرفعال به نظر می‌رسند، اما در زمان وقوع بحران‌های طبیعی مانند زلزله، فعال شده و خسارات اجتماعی و فیزیکی را تشدید می‌کنند. این پژوهش با استفاده از روش نظریه زمینه‌ای و مشاهده مشارکتی در زلزله‌های سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۸۲، نشان می‌دهد که تمرکز صرف بر مقاوم‌سازی فیزیکی سازه‌ها بدون توجه به ابعاد اجتماعی بحران، فرآیند بازتوانی جامعه را طولانی و کم‌اثر می‌کند. نمونه‌هایی از این گسل‌ها در ایران شامل اختلافات تاریخی و رقابت‌های حسادت‌آمیز میان روستاهای همسایه، خصومت‌های خاموش بین طوایف عشایری، تضاد میان نظام‌های مدیریتی خودکامه و توسعه‌گرا، و شکاف‌های ناشی از اجرای ناقص اصلاحات ارضی است. این شکاف‌ها در پی وقوع زلزله، زمینه‌ساز بروز رفتارهایی چون غارت، مانع‌تراشی در توسعه همسایه و تشدید بحران‌های انسانی می‌گردند. تحلیل چهار زلزله بزرگ (گناباد، طبس، رودبار و بم) نشان‌دهنده یک روند صعودی در خسارات اجتماعی است؛ به طوری که هرچه از مدیریت مردمی به سمت مدیریت دولتی حرکت شده، ابعاد تخریبی این گسل‌ها گسترش یافته است. در نهایت، پژوهش هشدار می‌دهد که عدم توسعه اجتماعی همگام با پیشرفت‌های فیزیکی، منجر به بازتولید گسل‌های جدید با قدرت تخریب بیشتر می‌شود. برای کاهش این ریسک، پیشنهاد می‌گردد کار مداخله در بحران، به‌ویژه در مراحل بازسازی و بازتوانی، به تشکل‌های مردم‌نهاد بومی سپرده شود و نقش دولت به نظارت و تأمین امنیت محدود گردد تا تاب‌آوری اجتماعی در برابر حوادث غیرمترقبه افزایش یابد.

کلیدواژه‌ها