قطبی شدن به منزلۀ جایگزینی برای مفهوم جهانی شدن

نوع مقاله : کرسی ترویجی

نویسنده

استاد گروه جامعه شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبائی

10.22054/ijdli.2012.19846

چکیده

این مقاله به نقد مفهوم «جهانی شدن» پرداخته و اصطلاح «قطبی شدن» را به عنوان جایگزینی برای تبیین مناسبات نوین بشری پیشنهاد می‌کند. نویسنده معتقد است آنچه امروزه جهانی شدن نامیده می‌شود، در واقع تلاشی یک‌سویه از سوی قطبی خاص (غرب) برای تحمیل الگوهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود بر کل جهان است که به جای انسجام جهانی، به افزایش نابرابری و فقر منجر شده است. در بعد اقتصادی، تقسیم کار جهانی کنونی عمدتاً منافع کشورهای قطب جهان‌نما را تأمین کرده و موجب شکل‌گیری جنبش‌های عدالت‌خواه شده است. در بعد فرهنگی، جهانی‌سازی فعلی به جای تعامل آزاد، به «آمریکایی شدن» و نابودی تنوعات فرهنگی میل دارد که این امر مقاومت‌های فرهنگی جدی را برانگیخته است. در حوزه سیاسی نیز تضعیف دولت‌های ملی به نفع قدرت‌های بزرگ و تحمیل الگوهای دموکراسی غربی، راه را برای دخالت در امور کشورهای ضعیف هموار کرده است. نویسنده «قطبی شدن» را فرایندی می‌داند که طی آن جوامع با اتکا به ظرفیت‌های درونی و ایدئولوژیک خود (نظیر مردم‌سالاری دینی در ایران) در برابر قطب حاکم مقاومت کرده و الگوهای مناسباتی جایگزینی را برای تضمین منافع مادی و معنوی خود ایجاد می‌کنند. از نظر وی، جهانی شدن واقعی تنها در فضایی گفتمانی و با مشارکت عادلانه قطب‌های رقیب و فرهنگ‌های متنوع، به دور از فشار و تزویر، امکان‌پذیر خواهد بود

کلیدواژه‌ها