این مقاله به تبیین مبانی و کاربردهای «هنر استدلال» به عنوان روشی برای تقویت مهارتهای ذهنی در کشف، تحلیل و نقد استدلال میپردازد. نویسنده با نقد منطقهای قدیم و جدید، بر این باور است که این علوم به دلیل ماهیت صوری و علمی خود، از ایجاد توانمندی عملی در استدلال ناتوان ماندهاند. بر اساس این طرح، ذهن انسان مجموعهای از باورهای سازگار و نظاممند است که شبیه یک ساختمان عمل میکند. خاستگاه اصلی استدلال، ابهام در نسبت میان ایدههای جدید با شبکه باورهای موجود است. در این رویکرد، سه قاعده فطری و محوری شامل «وضع مقدم» (استدلال اثباتی)، «رفع تالی» (استدلال انکاری) و «برهان خلف» مبنای عمل قرار میگیرند. نویسنده معتقد است که حتی قیاسهای اقترانی ارسطویی نیز بر پایه نسبت «تعدی» استوار بوده و در واقع مصداقی از استدلالهای شرطی هستند. همچنین مباحثی نظیر استقراء، تمثیل و صناعات خمس در این چارچوب بازتعریف شدهاند. هنر استدلال برخلاف منطقهای کلاسیک، علم محسوب نمیشود، بلکه روشی استخراجشده از توانمندیهای فطری ذهن برای کاربرد در گفتگوها و متون روزمره. در بخش پایانی، نویسنده به انتقادات داوران پاسخ داده و بر لزوم ارزیابی تجربی این روش به جای توقف در ملاحظات نظری محض تأکید میورزد
زکیانی، غلامرضا. (1391). مبانی هنر استدلال. مجموعه مقالات کرسی های علمی دانشگاه علامه طباطبائی، 1(1)، 62–102. https://doi.org/10.22054/ijdli.2012.19845
MLA
زکیانی، غلامرضا. "مبانی هنر استدلال"، مجموعه مقالات کرسی های علمی دانشگاه علامه طباطبائی، 1، 1، 1391، 62–102. doi: 10.22054/ijdli.2012.19845
HARVARD
زکیانی، غلامرضا. (1391). 'مبانی هنر استدلال'، مجموعه مقالات کرسی های علمی دانشگاه علامه طباطبائی، 1(1), pp. 62–102. doi: 10.22054/ijdli.2012.19845
CHICAGO
زکیانی، غلامرضا، "مبانی هنر استدلال." مجموعه مقالات کرسی های علمی دانشگاه علامه طباطبائی، 1 1 (1391): 62–102, doi: 10.22054/ijdli.2012.19845
VANCOUVER
زکیانی غلامرضا. مبانی هنر استدلال. مجموعه مقالات کرسی های علمی دانشگاه علامه طباطبائی. 1391;1(1):62–102. doi: 10.22054/ijdli.2012.19845